جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۸۹
م : صندلی داغ ن : امین محمدی نژاد رشتی

صندلی داغ

علی زارعی: با جذبه، صادق، روشن فکر، ساز مخالف و ... تو دار!



چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : امین محمدی نژاد رشتی

جشن عید

سلام علیکم!

غرض از مزاحمت اینکه، من و عده ای از دوستان خیلی علاقه داریم که واسه ی عید، یه جشنی داشته باشیم که دور هم باشیم و این حرفا! منتهی خیلی نمی دونیم دقیقا باید توش چیکار کنیم! خب مسلما «کلیپ» قسمتی از این جشن رو تشکیل میده، ولی خب باید یه برنامه ای باشه که لا به لاش کلیپ پخش شه دیگه!

 به همین وسیله (!) از تمام کسانی که می توانند ایده های درخشان ارائه دهند و همچنین افرادی که عملا می توانند کار مفیدی انجام دهند، دعوت به همکاری می نماییم. در غیر این صورت ضرورتی به وجود جشن نمی بینیم!

پی نوشت: وقت نداریم!



سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : نویسنده ی مهمان


سلام

این پست مال منه!(نیما رزاقی)

فردا ساعت ۱ مراسمی جزمی جهت تودیع (همون good bye party) "مینا درویش" برگزار میشه

هر کی خواست بیاد

مکانشم فردا میگیم اما تو دانشگاهه.

این مطلب تموم شد آما...

رمز اسم فینگلیش استاد شیمی آلی۱ میباشد



شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : حسین رضوانی فر

نقد مطالب اخیر در وبلاگ

نوبت کهنه فروشان درگذشت

نو فروشانیم و این بازار ماست


اول از همه: این شعری که بالا نوشته شده هیچ ربطی به مطلب نداره و صرفا به خاطر به هم زدن حال دوستان آمده است.

در این مطلب قصد دارم به طور کاملا بی طرف،مطالب نوشته شده در وبلاگ را بعد از به روی کار آمدن امین بررسی کنم:

*امین: دیکتاتوری که هرگز

توی کارهاش نظر دیگران اهمیت نداره. ایده هایی که به ذهنش می رسه توی بعضی موارد خیلی جالبه. مثال:صندلی داغ دکتر اکبرزاده. بدی کارش اینه که اعتقاداتش رو بی پروا می نویسه. مثال:پستش درباره ی مراسم عاشورا.

مطالبی که می نویسه خوب و بد با هم هست و اینه که نظر دادن درباره ش را سخت می کنه. اما به دلیل حس بدی که نسبت به خودش (نه کاراش) دارم مطالبش رو بی هدف و ارزان قلمداد می کنم!

پیشنهاد: هر پیشنهادی که بدم قبول نمی کنه، پس خودمو خسته نمی کنم.


*محمد قلی زاده: یک مهره ی سوخته

که می نویسد برای امین شاید به جایی برسد. خیلی سعی می کنه بتونه اما نمی تونه!

تنها کار درستش کناره گیری از مدیریت وبلاگ بود که جا داره همین جا بخاطر این حرکت ازش تشکر کنم!

کلا به مطالبش رای منفی میدم.

مثال:نجات گربه و من ،(( بت من ))!

پیشنهاد: به نظرم ننویس.

بذار بقیه بنویسن تو تایپ کن!

*محمد امین: جیگر طلای تپل خودم :دی

کاراش فوقالعاده ست و پستاش خیلی خیلی مفیده. مسولیت پذیرترین و کارآمدترین نویسنده ی وبلاگ.

پیشنهاد: همین جور ادامه بده.

اما به نظرم بی خیال دانشجو شناسی بشو!

*فاروق دارابی: پستاش بده که اگه خوب بگردی توش پست خوبم پیدا میشه :دی

به نظرم خیلی استعداد نویسندگی نداره اونم واسه وبلاگ های گروهی.

اینجور مطلب نوشتنش هم به خاطر اعتقادات سیاسی مذهبیه. به هر حال واسه ی ایجاد تفرقه و تشویش کارش حرف نداره.

پیشنهاد: درسته به دلیل گفتار زیبات کسی حرفات و متوجه نمی شه و برای برقراری ارتباط مجبوری بنویسی اما نوشتم مهارت می خواد دوست عزیزم!

*محمد حیدری: آخی...! طفلکی...!

کپی پیست کردن همیشه بده البته بستگی داره که کی این کارو انجام بده!

تو هم با «:دی» نمی تونی از زیر کار در بری. یا بنویس یا ...نیدش (منبع:استاد اخلاق واحد خودمون!). ولی واقعا خیلی ها توی وبلاگ کپی پیست انجام می دن اما امین فقط تو رو می بینه (در همین حین از طرف امین، اس ام اس میاد. (متن پیام: اگه تو مطلبت به من گیر بدی حذفت می کنم!).

 

(نویسنده فکر می کند.)

.

.

.

اگه امین این طوری باهات برخورد کرد حتما دلیلی داشته!!! امین جان و دست اندر کاران مرسی!!!

پیشنهاد: به نظرم اگه بذاری حذفت کنن خیلی بهتره تا بخوای با همچین رسوایی اخلاقی کار خودتو پیش ببری!

 

*دانیال ملکی: پستاش خیلی پراکنده ست.

توی بهترین زمان ممکن پست می ذاره! دقیقا ۵ دقیقه بعد از پست امین!!

مطالب طنزش بهتر از مطالب کپی پیستش هست!

استاد راه رفتن روی اعصاب امین!

پیشنهاد: تا می تونی به کارات ادامه بده

...

*بهزاد جدی: من کی باشم بخوام در مورد آقا بهزاد نظر بدم؟! فقط از محضرش اجازه می خوام که ازش تشکر کنم :دی

و اما *خانم ها... به قسمت مورد علاقه ی اکثر دوستان! مگر می شود مطلب نوشت و از خانم ها چیزی نگفت!

مگر می شود مطلب نوشت و از این قشر خفن جامعه تشکر نکرد... مگر می شود...

خانم های وبلاگ:

با توجه به روحیه انتقادپذیری که از این همکلاسی ها سراغ دارم، پیشنهادی ندارم. هر کاری صلاح می دونین انجام بدین و به ذکر یه نکته اکتفا می کنم. بالقوه توانایی های زیادی دارند.

.

حالا نقد کسایی که کامنت میذارن

:

*نیما رزاقی: منتظر می مونه یه پست بذارن یا بیاد بگه اول اول یا بیاد ضد حال بزنه که از این نظر خیلی شبیه خودمه. لایک نیما.

هر کاری کردم نتونستم یه جوری مطلب رو برسونم به جایی که از

مصطفی تشکر کنم پس مجبورم بی دلیل اینجا ازش تشکر کنم!

*حسین رضوانی فر: بزرگ مردی که ناشناخته ماند. کسی که هیچ وقت از استعدادش!!! در راه درست استفاده نکرد.

کسایی هم هستن که نظر میذارن که اکثرا جزو نویسنده ها هستن و کارشون بالا بردن تعداد کامنت های یه پسته...

حرف آخر: سعی شد به کسی بر نخوره. دیگه از این ملایم تر نمیشه نوشت..... ..... .... ...  .. .

      امضا: حسین رضوانی فر                                                                                                  



جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۸۹
م : به یاد ماندنی ها ن : امین محمدی نژاد رشتی

اگه بخوای یه جمله به/برای سارا بگی، چی میگی؟

علی زارعی: چرا اینقدر زود؟

دانیال ملکی: آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند.

علی صالحی: دلم برات خیلی خیلی زیاد تنگ شده... جات خیلی جاها، خیلی وقتا، خیلی خیلی خالیه...

نسترن کردجزی: R.I.P Sarah. I love u.

شبنم شعبانی: ای کاش بیشتر می شناختمت :(

آذین بهاریان: در طول ترم یک باهات آشنا شدم و فهمیدم خیلی دوست داشتنی و عالی هستی. می خواستم که من و تو با هم دوستای صمیمی بشیم. آخرای ترم یک به هم نزدیکتر شدیم. واقعا از صمیم قلب دوستت داشتم. می خواستم از ترم دو بیشتر با هم باشیم. قرار بود که تو گروه جزوه درست کنی، منم کمکت کنم. فکر می کردم اگه قراره من تو زندگیم سه تا دوست خیلی صمیمی داشته باشم، یکیش حتما تو هستی سارای گلم. اما صد حیف که...

محمد حیدری: ای کاش قدر بودنت در کنارمون رو، وقتی بودی، می دونستم.

هانیتا فیروزمند: دوست خوش قلبی که چشماش هیچ وقت یادم نمیره!

بهزاد جدی: روحت شاد.

فاطمه مرفه: دلم برات تنگ شده.

گلناز افضل: تکرار نشدنی بود.

عماد اله آبادی: تو از نژاد چشمه، همچون باران باریدی و کاسه های دلمان را سرشار از محبت کردی... اکنون در دلتنگی نبودنت، تنها صبر می کنیم... صبر...

یکتا فراهانی: سارا جان، تو رفتی، اما مهربانیت در دلم جا خوش کرده است.

محمد امین اسفندیاری: «خورشید ناتمام» در یک جمله نمی گنجد.

...

  برای دانلود ویـــژه نامه ی فانـوس، «تک برگی به یاد سارا...»، که فردا در دانشگاه توزیع می شود، اینجا کلیک کنید.

...



پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۹
م : علمی و آموزشی ن : آذین بهاریان

برنامه ی جزوه نویسی

سلام

برنامه گروه جزوه  دو هفته اول ترم ۴ به شرح زیر است:

ایمونولوژی

 

شنبه ۲۳/۱۱     پیاده نوار: آرزو قاسمی

                            ویرایش: رودابه بهرام سلطانی

                             پاکنویس: سورنا مهام

 

 



چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۹
م : علمی و آموزشی ن : محمدامین اسفندیاری

واحد تربیت بدنی 1 و 2

سلام

برای واحد تربیت بدنی، شما قبل از حذف و اضافه باید به ساختمون ۴۳ برید و از میون کلاسایی که روی برد اونجا زدن یکی رو انتخاب کنید و کلاسا رو برید تا زمان حذف و اضافه فرا برسه!

اگه همون رشته رو خواستید که هیچی، تو زمان حذف و اضافه اون رشته رو به واحداتون اضافه می کنید!

وگرنه یه رشته ی دیگه رو تو زمان حذف و اضافه برمی دارید که در این صورت باید شما از استاد قبلی یه نامه بگیرید که این دانشجو (یعنی شما) چند جلسه قبل حذف و اضافه رو سر کلاس قبلی حاضر بوده!

پاورقی :

 این ها، جملات بهزاد جدی است. {با تصرف و تطنیب(!)}

 



سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۹
م : به یاد ماندنی ها ن : مریم رضایی

وقایع اتفاقیه!

«ترم سیم»

انگار عقربه های ساعت این ترم تندتر دنبال همدیگه دویدند، حس نکردیم ۵ ماه گذشت!

شوخی شوخی گذشتا! حالا بماند که تبعاتش جدی جدی میاد سراغمون! ولی انصافا ترم پر  ملاتی بود! الحق که مخمون نکروز شد!!



سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : دانیال ملکی

نظر سنجی

با درود بر همه ي هم كلاسي هاي عزيز و آرزوي سلامتي براي تك تك شما،اميدوارم تعطيلات خوش گذشته باشد.همانطور كه از عنوان پست هم معلوم است ما يعني كانون دانشجويي فرهنگي هنري نداي دانشجو قصد انجام يك نظر سنجي را داريم.پس شركت تك تك شما عزيزان در اين امر براي ما بسيار مهم مي باشد!

واما موضوع نظر سنجي:

در ملاقاتي كه چندي پيش با جناب استاد دوستي داشتيم قرار شد جلساتي با موضوعات مرتبط با امور دانشجويان و بررسي مشكلات آنها برگزار شود و خود استاد هم پيشنهاد هايي مانند علل بي انگيزگي دانشجويان در امور درسي و غير درسي و غيره داشتند.اما فرمودند كه بهتر است اول از دانشجويان عزيز يك نظر سنجي به عمل آيد و سپس موضوع انتخاب شود.از اين رو از دانشجويان عزيز خواهش مي شود با ارائه نظرات خود در مورد موضوعات مختلف اجتماعي، فرهنگي،مذهبي ما را در اين امر ياري نمايند.

تذكر:از ارائه ي موضوعات سياسي به شدت پرهيز شود!!!.

                                                                                        با تشكر

 o8mxyqo5fkecbnet32e.jpg

                                                                                                                       



دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۹
م : صندلی داغ ن : امین محمدی نژاد رشتی

صندلی «داغ»

سلام علیکم!

عرض شود خدمتتون که با آرزوی قبولی طاعات و پاس شدن واحدات (!)، یه سری دوستان اخیرا اومدن اعتراض کردن به سوالایی که اینجانب از بچه ها می پرسم؛ که فلان سوال شخصیه و اعتقادیه و این سوال اینطوریه و... خلاصه! منم در مصاحبه با مینا درویش، هرچی سوال cheap به ذهنم می رسید، پرسیدم که نه مشکل منکراتی داشته باشه، نه چیز دیگه! مشخصا و مسلما، مصاحبه ی اصلی، اون چیزی نبود که خوندین! من با هماهنگی مینا، اون سوالا رو پرسیدم که نشون بدم مفهوم «داغ» بودن چیه! اگه علاقمند به مصاحبه ی اصلی هستین، روی ادامه ی مطلب کلیک کنین وگرنه که به این فکر کنین که مامانو بیشتر دوست دارین یا بابارو!!



جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : دانیال ملکی

حزب خران افشا می کند.....

پشت پرده های   نفاق!!!!

کودتای قهوه ای

 



پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : محمد قلی زاده

خبر فوری: نتایج «ترین ها»

...BREAKING NEWS

ستاد مرکزی شمارش آرا واقع در اتاق ۱۱۱ نتایج انتخابات ترین ها را اعلام کرد!

قبل از هر چیز حماسه ی حضور ۸۵ نفری همکلاسی ها را در این انتخابات ارج می نهیم!

 

اخطار:هرگونه تشکیک در نتایج به منزله ی زیر سوال بردن حضور حماسی ورودی ۸۸

 و ایجاد فتنه گری خواهد بود! با معترضان به صورت جدی برخورد خواهد شد!



پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : دانیال ملکی

تفریحات سالم!!!خودتان مقایسه و سالم ترین را انتخاب کنید!!!!؟

دانشجویانی که کل ترم را به شوق باریدن برف واعمال پس از آن درس!!!!می خوانند!!!

166334_165553216823966_100001078669016_339320_4273882_n.jpg

............



سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۹
م : علمی و آموزشی ن : آذین بهاریان

طرح هدفمند سازی جزوات

از موقعی که پست قبلی ام رو درباره ی جزوات گذاشتم تا امروز خیلی از بچه های کلاس به صورت حضوری و یا در غالب comment، اعلام آمادگی (و بیعت!) کردند. عده ای هم نظرات خودشون رو درباره ی نحوه برنامه ریزی برای جزوه ها گفتند. در نهایت به یک برنامه ی کلی رسیدیم و آن این است:

در ترم ۴، دایره ی فعالیت گروه جزوه برای دروس ایمونولوژی، فیزیولوژی، ویروس شناسی و اصول خدمات بهداشتی خواهد بود. 

الف. برای جزوه ی هر جلسه ۳ نفر با هم همکاری می کنند:

۱ نفر به عنوان پیاده کننده tape

۱ نفر به عنوان ویراستار علمی-نگارشی

۱ نفر به عنوان پاک نویس کننده نهایی

توجه ۱: فردی که به عنوان پاک نویس کننده انتخاب میشه، اگه خوش خط بود که به صورت دستی جزوه رو پاک نویس می کنه. در غیر اینصورت لطف می کنه، type  می کنه!

توجه ۲: اسامی افراد خوش خط متعاقبا اعلام می شود!!

توجه ۳: فردی که به عنوان ویراستار انتخاب میشه، علاوه بر ویرایش جزوه از لحاظ نگارشی و دستوری، وظیفه داره از کتاب هایی که استاد به عنوان منبع اصلی به ما معرفی می کنند، نکات و مطالب مهم مربوطه رو به سخنان استاد اضافه کنه چون هدف اینه  که بار علمی جزوه هامون زیاد بشه.

ب. هرنفر برای انجام وظایف خودش (به عنوان پیاده کننده نوار، ویراستار و یا پاک نویس کننده) ۲ روز وقت داره. بنابراین هر جزوه باید دقیقا یک هفته بعد (۶ روز + ۱ روز وقت اضافه) آماده ی چاپ و توزیع باشه. در غیر این صورت مسئولان گروه جزوه مجبور به برخورد با افراد خاطی می شوند!!!

توجه ۱: این محدودیت زمانی نباید باعث بشه تا کیفیت جزوه تحت تاثیر قرار بگیره یا خدای نکرده جزوه ها سر هم بندی بشه.

توجه ۲: هدف از تعیین محدودیت زمانی همانطور که کاملا واضحه، اینه که جزوه ها به موقع به دستمون برسه و مثل ترم های قبل، نزدیکای امتحانات با یک خروار جزوه ی نخونده مواجه نشیم.


تائیدیه و یادداشت طولانی مدیر!

اینجانب، امین محمدی نژاد رشتی (!)، قسم می خورم که تمامی بندهای قانون بالا را قبول داشته و به آنها عمل خواهم کرد. همچنین مضامین زیر را برای روشن تر کردن برخی ابهامات، اضافه می کنم.

۱. مسلما سعی می شود کسانی برای هر مسئولیت (ویرایش و ...) انتخاب شوند، که توانایی لازم را برای این کار داشته باشند!

۲. کسانی که وقت، حوصله، ... حتی علاقه به تایپ ندارند، می توانند جزوه ی مربوطه را به مراکز بسیار زیادی که در سطح شهر (!) موجود است، و «تایپ می کنن مث هلو!» گمارده و خیال خود، و نیز ما را راحت کنند!

۳. هر جزوه، باید بعد از پاکنویس/تایپ شدن هم ویرایش شود.

۴. هرکس، به دلیلی قادر به انجام وظیفه اش در روز موعود (!) نباشد، خود وظیفه دارد جانشینی گمارده که کارش را تمام و کمال انجام دهد. این موضوع هیچ نیازی به هماهنگی با کس دیگری ندارد و در پایان، یقه ی فرد اصلی گرفته می شود!

تبصره: فرآیند یقه گیری (!) به شیوه ای انجام می شود که اسلام به خطر نیفتد!!!

به عنوان اختتامیه، از همه ی دوستان درخواست می کنم در کامنتها اعلام کنند که دوست دارند در کدوم شعبه (!) مشغول به کار بشند... با توجه به توانایی هاشون!

با تشکر فراوان



دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : امین محمدی نژاد رشتی

چه خوشحال شدی امشب!

عرضم به خدمتتون که (!) بنده همیشه معتقد بودم که «در نا امیدی (یا «نومیدی»!) بسی امید است» و از این صحبتا! یعنی یه جورایی همیشه میشه نیمه ی پر لیوان رو دید... بگذریم که حتی کم پیش میاد که نصفشم پر باشه!

از حال و هوای بچه های آلی ۲ خبر ندارم (فحش ندین جون مادرتون!) ولی ما که اوضامون توپه و توپ توپه!! یعنی با دممون گردو می شکنیم رسما! چرا؟! این که معلومه! به چند دلیل!

۱. فیزیو پاس شدیم! (یا به عبارتی: قراره که بشیم!)  

۲. انگل دادیم! (صرف اینکه دیگه انگل نداریم هم فرح بخشه!!)         

و ۳. ...

خداییش شما خودتونو جای من بذارین ببینین اصلا دیگه مفاهیم منفی تو ذهنتون جا می گیرن؟:

موقعیت ۱: جزوه ی ۱۶ میکروب رو برمی داری، روش نوشته «تهیه کننده: سحر صائبی»! با نهایت دقت و مثل کسی که داره سیم قرمزه ی بمب ساعتی رو می بره، با یه چشم بسته و صورت در هم رفته، با پنس، آروم ورق اول رو می گیری و سربرگ رو می زنی کنار که... یهو آتش گلستان میشه!! همین که خط بهزادو می بینی، کافیه که همه ی غم و غصه هاتو فراموش کنی و خودتو جای «حمید طالب زاده» ببینی!!

موقعیت ۲: جزوه ی ۸: Small Bacteria... جزوه ی ۲۲: ادامه ی Small Bacteria... جزوه ی ۷۵/۲۳!: ادامه ی ادامه ی Small Bacteria... !

موقعیت ۳: یک سری افرادی که نمی خوام بگم کی (!) ور می دارن ته جزوه شون هارت و پورت می کنن که «آره، جزوه ی من بی غلطه و فلانه و بساره و اینا»! بعد غلطاش یکی یکی درمیان، آقا دیگه ساکت میشه! «حالا خوبه سه صفحه ام بیشتر نیست جزوه ت داداش»! نکنین از این کارا!!

موقعیت ۴: من جدا شرمنده م! ولی جزوه ی ۲۳ رو به همه ی جزوه دوستان، علاقمندان به علم و ادب و فرهنگ و هنر، حتی کسانی که میکروب ندارن (چه برنداشتن، چه حذف کردن، چه حذف کردنشون!!) توصیه می کنم؛ که الحق مفرح ذاته! اجازه بدین یه جمله فقط دقیقا از این جزوه ذکر کنم:

«لاکتو باسیل، گاز ئی LDL را کاهش ولی HDL  و اخیر با این کار نسبت LDL  یا HDL !!!! که خیلی مهم است اصلاح می کند»

اون علامت تعجب ها هم کار من نبود! یعنی این جزوه، کاملا یک نمونه ی آموزشیه! نذارین بیشتر توضیح بدم که از درسم افتادم!...

با تشکر از همه ی کسایی که جزوه نوشتن، چه خوش خط، چه... ناخوش خط، چه با غلط تایپی، چه بی غلط تایپی، چه خاکی و چه مغرور!! همینجا از همه ی کسایی که بهشون برخورده عذر خواهی می کنم و اعلام می کنم می تونن هرچی از دهنشون در میاد بهم بگن!! البته در خفا!

تعطیلات خوششش بگذره!



یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۹
م : علمی و آموزشی ن : نسترن کردجزی

قابل توجه دوستانی که سه شنبه امتحان پایان ترم باکتری دارن

ضمن عرض پوزش بابت جابجایی های کوچیکی که تو شماره گذاری جزوه ها پیش اومد،خواستم برای اطمینان خاطر شما دوستان عزیزم تمام جزوه هایی رو که لازمه برای امتحان خونده باشید رو "معرفی" کنم...

[توضیح ۱: ۳ تا از جزوه ها که فکر می کردیم جزو مباحث امتحان میان ترم بود رو الان باید بخوانیم ۸ و ۱۳ (و ۱۵

توضیح ۲: جزوه ی ۱۲ به علت جابجایی شماره ی سر برگ ها اصلا وجود خارجی ندارد! دنبالش نگردید

شماره جزوات:

8:SMALL BACTERIA

9:mycobacterium

10:sphirochetal

11:gram negative coco bacilli

13:STAPHYLOCOCCACEAE

14:GRAM NEGATIVE COCCOBACILLI

15:PROBIOTICS

15.5:نایسریا

16:ENTEROBACTERIACEA

17:ENTEROBACTERIACEA

18:CAMPYLOBACTER VIBRIO

19:PSEUDOMANADACEA

20:باسیل های گرم مثبت اسپوردار

***21(همون 23 آرمین شیرزادیان ...):PROBIOTICS

22:SMALL BACTERIA

23:SMALL BACTERIA

24:STREPTOCOCCACEAE

25:تافته ی جدا بافته!! کاری از: ا م ی ن م ح م د ی ن ژ ا د!

 

نکات:

1. اثر ماندگار استاد گرانقدر، دکتر رحیمی فرد، "هلیکوباکتر پیلوری" را بعنوان منبع امتحان بی زحمت! مطالعه کنید.

2. استاد مرحمت فرموده، تا 2هفته دیگه برای PRESENTATION مهلت دادند.

3.آزمون میکروب شناسی عملی در تاریخ ۱۶/۱۱/۸۹ ساعت ۸:۳۰ در تالار نیشابوری برگزار می شود. آقای جمالی بسیار بسیار منتظر حضور سبزتان هستند!!!

 

موفق باشید.


یادداشت مدیر: لطفا به کامنت مدیر (!) توجه فرمایید!



شنبه ۹ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : آرزو قاسمی

هنوزم یادم میاد...

هنوز یادمه... روز اول دانشگاه. ذوق این که اولین باره خودم تنهایی کارامو انجام میدم. تنهای تنها. فرمای ثبت نام و یه خنده از ته دل واسه کوروکی های کج وکوله که روشون کشیدیم... ذوق دیدن کلمه دکتر سر اسمم روی یادگاری ورودی. ذوق با هم بودن، خندیدن، رسیدن، پرواز...



شنبه ۹ بهمن ۱۳۸۹
م : آرشیو عکس ن : امین محمدی نژاد رشتی

e-mail دوم و عکس دوم!

«آقای محمدی نژاد سلام . ظاهرا دوستان تمايل دارند عکسهاي بيشتری ارسال کنم . اين هم یه عکس دیگه که البته خانمها هم حضور دارند و بعضی هاشون استاد ترمهاي بعدی شما خواهند بود . اجازه بدید این دفعه دیگه معرفی نکنم تا مثل دکتر ضرغام به سيبيلاش گیر بدید . خودتون حدس بزنید .راستی به دوستان بگید امتحان انگل در برابر امتحانهای آینده خیلی کوچيکه . زیاد سخت نگیرند. همیشه شاد باشید»

 

 



جمعه ۸ بهمن ۱۳۸۹
م : صندلی داغ ن : امین محمدی نژاد رشتی

صندلی داغ: «-مرد گریه می کنه؟»        «-مرد هم گریه می کنه!»

...

هی ننویس «می خندد، می خندد»! [می خندد!]

[می خندم!] خب چی بنویسم پس؟!

هی از اول تا آخرش «می خندد، می خندد»!!

خب اولش * می زنم، می نویسم «عماد زیاد خندید»!!

آها! بنویس «خودش گفت»!

باشه!

 



جمعه ۸ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : مریم رضایی

این نیز بگذرد...

الان از اون وقت هاست که احساس می کنم چقدر حالم گرفته است! انگار همه چیز حتی کرم کارامل(!) بهم انرژی منفی میده!

وقتی می بینی هیچ چاره ای نداری، میگی خب بذار یکم به خودم انرژی بدم! میری یه لیوان نسکافه می خوری! یه آهنگ که باهاش حال میکنی گوش میدی! یه سری به دهکده ی جهانی میزنی و یه بار دیگه عکس دکتر سپهری زاده رو نگاه می کنی یکم می خندی! بعد از اینکه خندت تمام شد هنوز یکی دو ثانیه نگذشته می بینی نه، انگار فایده نداره!

به دور و برت که نگاه می کنی به جز چند تا جزوه ی دل انگیز انگل هیچی نمی بینی و می فهمی وقتی امتحان انگل داری اگه یه بلیط مجانی بازی رئال هم بهت بدن بازم خوشحالت نمی کنه!

وقتی درس خوندنت نمیاد! وقتی تمرکز نداری و پرنده ی خیالت مشغول پرواز دور دنیاست و هیچی از همین چند تا جزوه ای هم که خوندی یادت نمیاد، انرژی مثبتم کجا بود!

آخه اینم شد درس!؟! نه خداییش آدم تا بیاد یکی از این جزوه های قارچ رو تموم کنه ۱۵ بار رفلکس بالا آوریش(البته گلاب به روتون!) فعال میشه! راجع به بقیه ی جنبه هاشم که تو پست پارازیت نامه به اندازه کافی بحث کردیم!

حالا این هیچی(!) یه لحظه چشمت می افته به یکی از اون جزوه های فیزیو فرح بخش(!) که لا به لای جزوه های انگله! اشک از دیدگانت جاری میشه!

یارو میاد در حد علوم چهارم دبستان درس میده بعد یه سری سوال جفنگ در حد Phd فیزیولوژی سر امتحان میذاره جلوت! ۶۵ تا شاخ درمیاری که اینا کجای جزوه بوووود!؟!

حالا یکی بیاد به این بابا بگه: بابا 4 واحده، اگه بیفتی هیچ غلطی نمی تونی بکنی! به خدا اگه یکم آسونتر بدی به هیچ جا بر نمی خوره! آخه مگه خودت دانشجو نبودی بی انصاف!

تو همین فکر و خیالایی که ییهو گوشیت می زنگه! با حالت کاملا ناله: سلام مامان، امتحان انگل دارم... بعد چند تا جمله ی تکراری دریافت می کنی من جمله: مامان اینقدر خودتو اذیت نکن، من می دونم تو خوب میدی، اینم یه دوره ای از زندگیه زود می گذره... بعد میبینی یه صداهایی میاد(!) مامان اونجا چه خبره؟ بعله کاشف به عمل میاد که کل فوامیل نسبی و سببی جمعند و ملالی نیست حتی دوری شما!!حالا برادرت، هنوز اسم انگل تموم نشده شروع می کنه به خنده بعدشم چندتا تیکه ی ناااااز نثارت می کنه و تو full of energy خداحافظی می کنی! اینجاست که تو همدردی و همدلی رو با پوست و گوشتت لمس می کنی!!

هنوز ۵ دقیقه از اتمام تماس نگذشته چند تا sms از طرف دوستات با مضامین: "سلام عزیزم، خوبی؟ آخی هنوز امتحان دارید!؟! ما امتحانامون ۲۰ روز پیش تموم شد! الان با x،y،z بیرونیم! جات خیلی خالیه!!" دریافت می کنی!

تو این لحظه است که دوست داری با یه زاویه ای سرتو بکوبونی تو نبش یه دیوار که دقیقا از محل sagital suture جمجمه ات نصف بشه!!

پی نوشت: باور کنید نمی خواستم حالا که حالم گرفته است پست بذارم و انرژی منفی ساطع کنم ولی تقصیر من نبود!!!



چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۹
م : علمی و آموزشی ن : آذین بهاریان

یه اصلاحیه کوچولو واسه انگل شناسی!!!

دوستان !


جزوه شماره ی ۲۳ انگل شناسی، صفحه ی ۱۳، خط ۳، کلمه ای که نوشته نشده این است:

S.jenningsi در آمریکا ایجاد آسم می کند.



چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : مرضیه خاوندی

سر خط خبرها...

با عرض سلام و درود و خسته نباشید از طرف خود و مدیر مسئول محترم اعلام می داریم: سه شنبه ۱۲/۸۹/۱۱، راس ساعت ۱:۳۰ (مسلما بعد از ظهر) جلسه نشریه برقرار می باشد و حضور تمام کسانی که در زیر ذکر می کنم الزامی است. تاکید می کنم الزامی است، الزامی یعنی اجباری، یعنی اگر کسی نیاد... یعنی...

خانم ها: معصومه ملک و معصومه عبدی، هیچ گونه غیبتی پذیرفته نیست.

بهنوش علیزاده و هانیه عدلی، هیچ گونه غرغری قابل پذیرش نیست.

مهدیه غفرانی و آیدا، اگر از وسط جلسه برن، خودم می کشمشون!

آتنا به موقع می یاد، می دونم.

سپیده رحمت پور و امیر جعفریان، دیگه بهونه ی جزوه ندارند.

مریم رضایی هم که قول داده...

امین محمدی نژاد هم که پیشنهاده جلسه رو خودش داده، اگه نیاد وبلاگ رو هک می کنم!

رضا میرشکاریان و رضا نیازی حضور چشمگیری خواهند داشت.

داوود خدابخشی هم با دلی شاد (از دادن آلی ۲) دل ما را شاد خواهد کرد.

نیما رزاقی حضور و سکوت واجب است.

بهزاد جدی و محمد امین اسفندیاری، جلسه بدون شما تشکیل نمی شه!

دانیال ملکی... اگه دیر بیای... اگه... خلاصه اش اینه که مواظب باش!

حسین رضوانی فر ما به شما ایمان داریم! ما برای تغییر آمده ایم!

پی نوشت۱: از سردبیر قبلی محترم و معظم خواهشمندیم مجلس ما را منور بفرمایند.

پی نوشت۲: همه ساعت ۱:۲۰ توی لابی جدید باشند تا کلاس خالی پیدا شود.

پی نوشت۳: تهدیدات سابق هنوز برقرار است. یعنی هر کی بیش تر از ۵ دقیقه تاخیر داشته باشد، باید همه را چیپس و ماست مهمان کند.

پی نوشت۴: هر گونه کمک مادی و معنوی پذیرفته است. یعنی اگر کسی تمایل به هر گونه همکاری داشته باشد، با آغوش باز پذیرفته می شود.



چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۹
م : آرشیو عکس ن : امین محمدی نژاد رشتی

یک نامه از یک دکتر!

امروز داشتم mailم رو چک می کردم که یه e-mail دیدم که یه کم زیادی جالب بود! متنشو واسه تون کپی می کنم!


«آقای محمدی نژاد سلام

بنده دکتر محمودی ورودی سال ۶۸ دانشکده و فارغ التحصیل سال ۷۳ هستم . داشتم تو گوگل سرچ می کردم که یکدفعه سایت شما رو دیدم و رفتم توحال و هوای اون زمان دانشکده . راستش اون زمان نه موبایلی بود و نه اینترنتی حتی بعضی بچه ها تلفن ثابت هم نداشتند تنها راه ارتباطی ما فقط حضوری بود و فضای مجازی وجود نداشت . خواستم بگم که فقط قدر این دوران رو بدونید که بهترین دوران زندگی
  همین دوران دانشجوییه  باور کنید وقتی فارغ التحصیل بشید ، حتی کابوسهای شبهای امتحان شیمی دارویی ۳ - که بعدا خواهید گذراند - براتون شیرین و بیادمانیه-راستی یه عکس هم براتون می فرستم که مربوط به اسفند ۶۹ هستش - نفر پایین سمت راست هم فکر کنم براتون خیلی آشنا باشه دوست عزیزم آقای دکتر ضرغام سپهری زاده که همیشه از نقاشی کشیدن سر کلاس خاطره های زیادی ازش دارم . موفق باشید.»


سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۹
م : علمی و آموزشی ن : آذین بهاریان

انقلابی در جزوات کلاس!

ترم ۳ هم تمام شد! باورتون میشه؟؟؟ به نظر من واقعا خیلی زود گذشت. هدف از این پست همونطور که معلومه در رابطه با جزواته. جا داره از همه کسانی که در طول این ۳ ترم دستی در جزوه نویسی داشتند تشکر وسپاس گزاری کنم.

 

اول از همه از سارای عزیزم ممنونم که اولین جزوات کلاس رو نوشت و باعث شد تا احساس مسئولیت رو ازش یاد بگیریم و بفهمیم که میشه یک تنه برای بیش از ۱۰۰ نفر جزوه نوشت و هیچ منتی هم نگذاشت.

                            " سارای عزیزم، روحت شاد و قرین رحمت الهی باد! "

 

معصومه ملک، مژده مهدیزاده، نسترن کردجزی و سحر صائبی که در ترم ۳ خیلی زحمت کشیدن که جزوات به دستمون برسه.

 مسئولان پخش جزوه، امیر جعفریان و سپیده رحمت پور، که انصافا کار واقعا سختی رو به عهده گرفتند.

محمد امین اسفندیاری که برای جزوات ترم ۳، سربرگ های قشنگی تهیه کرد.

و در انتها از همه ی افرادی که مجموعا در طول این ۳ ترم جزوه نوشتن، حتی یک جزوه!

                                     "از همه ی شما عزیزان ممنونم."

 

اما هستن کسانی که...

 


سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : محمد قلی زاده

گزارشات آماری!

ببیندگان عزیز توجه فرمایید!

امروز،۵ بهمن ۱۳۸۹،آمار بازدید کل وبلاگ ما از ۳۰۰۰۰ گذشت...(بزن کف قشنگه رو!)

سیستم آمارگیری وبلاگ دقیقا ۶ ماه پیش،یعنی  از روز ۵ مرداد فعال شده بود.

یعنی چی؟یعنی به طور میانگین ماهی ۵۰۰۰ بازدید!(به واج آرایی ۵ توجه شود!)

البته روزهایی هم وجود داشت که سیستم آمار گیری خراب بود و کلا آماری ثبت نشده بود که حالا ما از آن ها چشم پوشی می کنیم!

نیازی به تعریف نمی بینم!آمار به اندازه ی کافی گویا هستند!

ضمنا با توجه به پیش بینی ها،امروز آمار بازدید کولاک خواهد شد و از این حیث هم رکورد خواهیم زد!

واقعا جا داره از ملت وبلاگمدار قدردانی بشه و روز ۵ بهمن به عنوان روز بصیرنت!(بصیر+نت)نامگذاری شه!


۲ تا کار هم انجام دادیم که بدین وسیله به اطلاع می رسانیم!

۱-بخش پیوندهای وبلاگ رو به طور اساسی سر وسامون دادیم!(برید ببینید!)

الان ما کل وبلاگ های فعال داروسازی ۸۸ و ۸۹ رو لینک کردیم و از این نظر منبع به حساب می آییم!

لینک وبلاگای غیر فعالی رو هم که مدت ها بود الکی به ما چسبیده بودند از خویش زدودیم!

تازه کلی هم مرتبش کردیم!(عین کسی می مونه که رفته سلمونی!یا ژیلت تازه خریده!)

۲-یه موضوع دیگه با عنوان "به یاد ماندنی ها"به موضوعات اضافه شد.مربوط میشه به پستای خاص و قشنگی که خوندنشون کلی خاطره رو تو ذهن آدم زنده می کنه...(البته این قسمت به تدریج کامل خواهد شد و فعلا پست های تا آخر آبان ۸۹ مورد ارزیابی قرار گرفتند)

موفق باشید



سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : فاروق دارابی

عصر ایران – هر چند این بار نیز بعد از سقوط هواپیما در ارومیه ، رسانه ها و مسوولان فقط چند روز به ماجرا پرداختند و مانند دفعات قبل آن را به فراموشی سپردند ، اما عصرایران با استعانت از خداوند و بر اساس وظیفه انسانی و وجدانی خود ، موضوع را تا مشخص شدن علت حادثه ، مجازات قاصران و مقصران و نیز تحرک دادن مسوولان به افزایش ایمنی پروازها ، پیگیری خواهد کرد ، هر چند که یکی از سازمان های مورد نقد عصرایران ، به جای پاسخگویی به انتقادات وارده ، سایت را تهدید به شکایت کرده است تا مشخص شود که برخی آقایان در در پر رویی و بی مسوولیتی ، نظیر ندارند!

به هر روی ، برای آن که عمق فاجعه ای که در پرواز بوئینگ هما رخ داد و ۷۷ نفر از هموطنان مان را به کشتن داد و بیشتر مشخص شود ، عصرایران برای اولین بار تصاویر تکان دهنده ای از این این سانحه مرگبار را منتشر می کند تا شاید آقایان با دیدن تصاویر غم انگیز هموطنانشان ، تکانی بخورند و به جای شعار زدگی و وعده های توخالی ، کاری اساسی برای ایمنی بیشتر پروازها کنند.

تصاویری که در اختیار عصرایران است ، بسیار بیشتر از این چند قطعه عکس است که آنقدر دردناک و تاثر انگیز هستند که منتشرشان نمی کنیم و به همین چند تصویر زیر اکتفا می نماییم...............

البته عصرایران ، فایل کامل تصاویر را در قالب سی دی به دفتر وزیر راه و ترابری ، دفتر رئیس سازمان هواپیمایی کشور ، دفتر مدیرعامل هما و تعدادی از نمایندگان مجلس خواهد فرستاد تا بلکه در شرایطی که نه نقدهای رسانه ای کارساز است و نه آه و فغان بازماندگان سانحه ، این تصاویر وجدان آقایان را به درد آورد. باشد که از این پس شاهد چنین حوادث مرگباری نباشیم و آسوده تر سفر کنیم.

تصاویر زیر ، اولین عکس هایی هستند که در همان اوائل امداد رسانی گرفته شده اند و برای نخستین بار در عصرایران منتشر می شوند.



سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : محمد قلی زاده

برنامه تحصیلی نیمسال دوم 89-90

دوستان برای مشاهده برنامه تحصیلی نیمسال دوم ۸۹-۹۰ اینجا را کلیک کنند!


دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : محمدامین اسفندیاری

پست داااااااااغ! اونم خیییلییییییییییییییی داغ!!

 

ضمنا قبل از رفتن به ادامه پست برای خود و اطرافیان به مقدار مکفی آب قند تهیه نمایید.



دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : شبنم شعبانی

بچه ها بیاین جزوه!

-سلام، جزوه چی هست؟!

-جزوه ی ... و ... و ... ه!

-ای خدا! اَ اَ اَ اَ چقد زیاده! چه جوری شب امتحان اینارو بخونیم؟!!!

- فلانی و فلانی رو خط بزن، جزوه هاشونو گرفتن.

بله این است جزوه گرفتن و جان کندن در شبهای بی سپیده دم امتحان!

جزوه، جزوه، ج، ز، و، ه  و باز هم جزوه!

تا حالا شده که یه گذرکی به ترمای قبل بزنین؟ تا حالا فک کردین که سوادتون از ابتدای ورود به دانشگاه چقد افزایش یافته؟!

دلیلش چیه؟! جزوه؟! استادا؟! ما دانشجویا؟! یارانه؟!! ها؟!

کار ما دانشجویا شده خوندن جزوه ها، اونم چه جزوه ای، کپی حرفای استاد. استادا درس میگن؟! نمیدونم والا! جزوه ها درسته؟! نمی دونم به جان تو!

یه استاد میاد سر کلاس، فقط انگشت و تا حدودی گلوش کار می کنه. اسلاید پشت اسلاید اونم به English.

یه استاد میاد، اسلایداش فارسیه اما از روش واسه بچه ها املا میگه.

اون یکی فک می کنه همه مث خودش همه چیزو میدونن و وقتی ازش می پرسی تاسیل چیه؟! دو تا شاخ و یه دم دراز درمیاره!

یکیشون به جای اینکه درس بده فقط لیزر میندازه تو چش و چار بچه های مردم!

اون یکی که فقط Discipline مد نظرشه!

یکی دیگه فقط حواسش هست که کی میاد کی نمیاد تا بعدا با نهایت لذت و شعف اونارو حذف کنه یا بشون صفر بده!

و تنها می مانند عده ی کمی که درس می دهند، خوب درس می دهند، درس می پرسن، براشون مهمه که دانشجو بفهمه یا نه و به عبارت دیگه معلمن ، تعلیم می دن و درضمن اخلاقشونم خوبه!

یه جزوه خوش خطه، یکی دیگه بدخط اما مطالبش خوبه!

یکی هیچیش خوب نیست.

یکی نه سر داره نه ته!

یه کلاس اگه حضور غیاب داشته باشه، ۱۰۰ نفر full سر کلاسن.

یکی دیگه اگه حضور غیاب نداشته باشه،۳۰ نفر سر کلاسن و اسم ۲۵۰ نفر تو لیست استاد!

اون یکی که فقط ۲ نفر سر کلاسن: استاد و ....!

یه استاد که فقط جزوه های خودشو قبول داره، یکی دیگه همش میگه کتاب و مفهومی اما د رحد .... حفظی سوال میده.

یه دانشجو اگه وقت داشته باشه، تفریح میکنه.

یکی دیگه وقت نداره چون تفریح میکنه!

یه مملکت اگه امید داشته باشه میشه......!

یکی اگه نداشته باشه میشه......!

 



شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹
م : ن : امین محمدی نژاد رشتی

وقتی (از فیزیو) خسته می شوی...

ده لکه ی سفید و یک لکه ی سیاه روی یک مستطیل سبز... یازده لکه ی ننگ!! یازده بازیکن که بعد از بیشتر از صد و بیست دقیقه دنبال توپ دویدن -یا بهتر بگویم: توپ بازی کردن!- روی چمن زمین پهن شده اند! عده ای با چشم گریان، چندی با پیراهن های روی صورت کشیده شده، از فرط خجالت لابد! و مایی که با نگاهی پوچ به صفحه ی تلویزیون می نگریم و لکه های قرمز رنگی که از کادر خارج می شوند و صدای جواد خیابانی که اعتراف می کند: «خوب بازی نکردیم»!

احتمالا یکی-دو هفته ی دیگر خبر از مربی جدیدی برای تیم ملی به گوش می رسد که البته اولین بار است که چنین اسمی به گوشمان می خورد! خبر کشف استعدادها و تاکتیک های عجیب الخلقه و امیدهای واهی گوش ما را که هیچ، گوش شیطان را هم کر می کند! و بعد یک سال، دو سال، چهار سال دیگر، باز هم قضیه ی «آش و کاسه»! و یا حتی «کاسه و نیم کاسه»!! و باز هم مایی که با همان نگاه پوچ -تاکید می کنم: همان نگاه! چون تغییری در ما حاصل نمی شود!- یحتمل می گوییم: «حیف شد! شاید چهار سال دیگر»!

و مردمی که عادت کرده اند به باخت و هر هفته تماشای برنامه ی نود، شاید که گره از کاری باز شود! و مسئولینی که تمام زندگی شان شده دروغ و قوت قلب مفت و الکی! و بازیکنانی که غیرتشان فقط به درد «لای جرز» -و حداکثر «در کوزه»- می خورد و فقط بلدند قیافه بگیرند و قمپز در کنند و ۱۲۰ دقیقه ی تمام تنها کاری که کنند، دفع توپ باشد!

... و دیگر هیچ.