«آمار نشان می دهد که به طور میانگین ۵/۰ تا ۷/۰ درصد از کلمات بیان شده توسط افراد در یک روز را فحش ها تشکیل می دهند. در مقایسه باید گفت که حدود ۱٪ از کلمات روزانه، ضمایر اول شخص اند.»
یادم میاد چهارم-پنجم دبستان بودم که یه سری کلمات و اشارات رو یاد گرفتم و به صورت random، و گاهی شاید برای اظهار فضل (!) به کار می بردمشون بدون اینکه کوچکترین ایده ای راجع به معنیشون داشته باشم. اصولا مدرسه و «دوست های ناباب» سنگ بنای یادگیری این جور جریاناته و استفاده شون هم محدود به همونجا و افراد. مگه اینکه یهو یکی جلوی خونواده یه سوتی-ای بده و ...
خیلی کم پیش میاد دور و برمون کسی رو ببینیم که از الفاظ خاصی استفاده نمی کنه و شاید حتی به این دلیل مسخره ش هم کنیم. الفاظی که هنوزم که هنوزه نمی تونیم خفیف ترینشون رو جلوی پدر و مادر بیان کنیم. باز جای شکرش باقیه که جو عمومی کشور (منظورم کوچه و خیابون نیست مطمئنا!) جوری نیست که بچه ها تو سنین خیلی پایین تر از اینا چنین حرفهایی رو یاد بگیرن.
توی نشریات و تلویزیون و حتی سینمای ایران خیلی کم پیش میاد که کلمه ای عنوان بشه که راحت نتونیم توی جمع بگیم و در این زمینه شاید وضع ما بسیار بهتر از کشورهای دیگه باشه. درسته، توی سریال ها یا برنامه های تلویزیونی خارجی (که ما اصولا انگلیسی زبان هاش رو می بینیم) حق ادای یه سری کلمات وجود نداره ولی خیلی چیزا هم گفته می شه و اونقدرا چیز غیرقابل باوری نیست که یه پسربچه ی هفت ساله وقتی مامانش بهش میگه اتاقشو تمیز کنه، با نشون دادن انگشت وسطش جواب بده!
ولی توی فیلم های سینمایی خارجی که مخصوصا طی دهه ی اخیر همه چیز به اوج خودش رسیده و دیگه رسما «هیچ» فیلمی رو نمی شه بدون از قبل-بینی برای خانواده گذاشت و دید... به جز «آرتیست»! کاملا قبح همه ی فحش ها و دشنام های انگلیسی برای ما هم از بین رفته، چه برسه به خودشون...! قاعدتا ایرانی ای که به ادب و فرهنگش افتخار می کنه (اگه می کنه) باید بیش از این باشه.
«اولین استفاده از لغات بی ادبانه در سینما برمی گردد به فیلم بر باد رفته، بدین مضمون: Frankly, my dear, I don't give a damn »
ما به دلایلی مختلفی فحش می دهیم، که یکی ش عصبانیته. یکی ش نارضایتیه که ممکنه ریشه در پرتوقعی مون داشته، یکی ش شاید حتی غرب زدگی مون باشه یا علاقه بهش یا هر چیزی که می خواین اسمشو بذارین! البته مردا مشخصا بیشتر از زنا فحش می دن که شاید یه کم واسه حیای کمترشون باشه (جای استاد اخلاق خالی!) و بیشترش هم واسه اینکه اینحوری بیشتر احساس مردونگی می کنن؛ یه چیزی شبیه سیگاره تقریبا! booster اعتماد به نفس!
اگه به نظرتون فحش دادن توی ایران خیلی بیشتر از جاهای دیگه ست -که البته اشتباه می کنید ولی خب نظرتونه، نظرتونم محترمه، شایدم نیازی به تغییرش نباشه ولی خب بازم اشتباهه!!- باید عرض کنم که «خب مشکلات اقتصادی/سیاسی/اجتماعی/خط فقر/مهریه/داور/کسر دو امتیاز... اینا هم بی تاثیر نیست!» ولی خب قاعدتا دلیل نمی شه که یه بنده خدایی رو با فحش بشوریم یه جا پهن کنیم که خشک شه چون ناراضی ایم!
«محققان دانشگاه کیل انگلستان می گویند ناسزا گفتن باعث بهبود درد جسمی می شود!»
این قضیه که کسی به خانواده ی کس دیگه ای توهین کنه تاریخچه ش از چاله میدون (!) و کوچه و زنجیر طلای کلفت و سبیل و موهای ناحیه ی سینه شروع میشه ولی الان می تونیم بگیم شاید اونقدرا هم به سطح سواد و سیمای موجه طرف مربوط نباشه. من دوستایی دارم که بعد از چند سال هنوز هم همدیگه رو «شما» خطاب می کنن با اینکه اصلا «غیر خودمونی» نیستن و دوستایی هم دارم که بعد از سلام، سراغ مادر همدیگه رو می گیرن! محض خنده!
این مطلب هم نتیجه گیری نداره، فقط می خواد بگه چرا باید اوضاع اینطوری بشه که یه عالمه آدم دلخوشی شون فقط قل خوردن یه توپ باشه و وقتی این قل خوردنه اونوری بشه، از هیچ فردی از خانواده ی بانی ضرر دریغ نکنن...