دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۹
م : ن : محمدامین اسفندیاری

Studentology-بخش اول

پیش نیاز: ابتدا مقدمه را مطالعه فرمایید.

دانشجو موجودی است که از دگردیسی یک انسان به وجود می آید. این موجود به کمک این دگردیسی، دارای خصوصیات و ویژگی های بسیاری می شود که به تدریج در بخش های آتی آن ها را تشریح خواهم کرد. لازم به ذکر است که لازمه ی این دگردیسی درس خواندن بود!

در دگردیسی عوامل مختلفی از جمله قابلیت های انتسابی، توان مالی و شغل پدر دخالت دارند. این عوامل مختلف سبب می شوند به جای این که هر دانش آموز با روش معمول درس خواندن (که عالی ترین و بهترین روش دگردیسی است و با توجه به سطح علمی، دگردیسی رخ می دهد) تداخلاتی در سطح علمی دانشگاه و به دنبال آن کشور رخ دهد به صورتی که به جای این که افراد باسواد سکان عملی و اجرایی کشور را به دست گیرند، افرادی که «دانشجو» نبوده اند یا مدرک (و در مواردی ِتز) دانشجویان واقعی را دزدیده یا خریده اند و یا (!) از همه بدتر این که فقط نامشان دانشجو بوده، جای آن ها را بگیرند و این بشود که شده است.

در دگردیسی، قابلیت های انتسابی در بعضی ها حرف اول را می زند. فرد به کمک این قابلیت می تواند ناپلئونی دگردیس شود و حتی این نوع دگردیسی، پس از ورود به یونی (محیط کشت دانشجو) به نحو خیره کننده ای می تواند جان این موجودات را نجات دهد. مسئولان محترم با بی توجهی نسبت به این نکته که «هر موجودی را در دگردیسی کمک کنی، به مرگ آن کمک کرده ای»، این قابلیت را برای برخی فراهم کرده اند. اما سخنم در اینجا این اینست که ای کاش به جای این که آن عده را از مرحله مذکور رد کنند، قبلا شرایطی فراهم آورند که خودشان رد شوند تا این نشود که شده است. 

 در کنار قابلیت های انتسابی، قابلیت های اکتسابی وجود دارد که برخلاف موارد قبلی، همه ی دانشجویان براساس میزان فعالیت خود می توانند از آن بهره مند باشند. به عبارت ساده تر، نان بازوی خویش را خوردن است! این موجودات به کمک این قابلیت، می توانند به تمام مقاصد شدنی و ناشدنی خود برسند. زیرا تاثیر این قابلیت ها صدها برابرِ (تکرار می کنم: صد ها برابر) قابلیت های انتسابی است. دلیل آن هم این است که قابلیت های انتسابی براساس ضوابط اعمال می شود اما دیگری براساس روابط!

اصولا زندگی دانشجویی بر اساس قانون اول نیوتن که به قانون لختی شهرت دارد، استوار است. به نوعی که در روزهای اول ورود به یونی چون هنوز خصوصیت های دانشجویی را پیدا نکرده اند، به راحتی تمام کارهای خود را انجام می دهند که هیچ، به اطرافیان نیز در برخی کارها کمک می کنند! و حتی در همه کلاس ها حاضر می شوند. اما پس از گذشت تنها یک ترم (به صورت کاملا خوش بینانه؛ چون در بسیاری از افراد، این پروسه بیشتر از یک تا دو ماه نیست!) دیگر توانایی انجام کارهای خود را به طور انفرادی ندارند و فقط برای کارهای بسیار ضروری خویش به تحرک می پردازند و آن ها برای انجام کارهای خود، نزدیک ترین افراد دردسترس را برمی گزینند!

یکی دیگر از مزیت های دانشجو این است که توانایی دارد به سادگی خود را با شرایط وفق دهد. دانشجو جماعت (!) موجودی همه چیز خوار است و بیش از 98% گونه های آن ها نسبت به غذای سلف مقاوم شده اند؛ در حالی که در گذشته بیش از 98% بر اثر استفاده از غذای سلف از بین می رفتند! امروزه، آن ها بدون نیاز به پوشش های دفاعی مانند اسپور، قادر به زندگی در انکوباتور (خوابگاه) به همراه چندنفر دیگر شده اند.

مراد از «چندنفر»، آن دسته از دانشجویانیست که ممکن است بر اثر رقابت از اتاق حذف شوند و یا برای مقاصد شیطانی و آینده نگری آنان، به صورت همزیست با دیگر دانشجویان زندگی کنند.

دانشجو به دلیل حس «حس دگردیسی» خود، در اولین روزهای ورود به یونی، سخت به دنبال یافتن کاری بی دردسر و پرپول است؛ اما به علت شرایط ذکر شده و دانشجو شدن(!)، تنها تعداد معدودی -که خرج آنها بر دخل و بالاخص قانون اول نیوتن غلبه کرده- آن هم با رابطه، موفق می شوند و تمام نیروی خود را در این کار می نهند، بعضا پول های هنگفتی به جیب زده و تنها در روزهای امتحان رویت می شوند.

«موجودیت دانشجو بر پایه ی مخالفت های وی بنا شده است». این جمله مهم ترین اصل دانشجویی است که باعث افتراق وی از سایر موجودات می شود. ویژگی مذکور در همه ی دانشجویان وجود دارد که به عنوان دقیق ترین تست تشخیص به کار می رود.

میدان دادن به دانشجو سبب پیشرفت، و بستن دهانش، سبب ذلت ملت ها و تداوم حکومت ها و زخم بر جان هاست؛ اما تداومی که وقتی این زخم سر بسته، سر باز کند، ننگ حکومت ها را با خون خود می شوید.

متاسفانه در طول تاریخ، سیاستمداران از اصل نامبرده ، سوء استفاده کرده اند و با جهت دهی آن به سوی خود، به دنبال رسیدن به قدرت بوده اند. گاهی موفق بوده و گاهی نبوده اند که آن هم به دلیل ناشی گری های شخص -به اصطلاح- سیاستمدار است. اما آن هایی که موفق شده اند یار دیرین خود را فراموش کرده اند و باز به سرنوشت سایرین گرفتار شده اند.

...To be cotinued