چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۹
م : کپی-پیست ن : محمد حیدری

ملا و شراب فروش

سلام

با توجه به عدم تراوش ذهن اینجانب در حال حاضر و اخطارهای مکرر مدیر در رابطه با حذف نام، پست پیست می کنیم D:

جمله فوق فقط یک شوخیه (به D: توجه شود)!!!!!


سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل، رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.
ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید.
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست!
ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند!
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم؟! سخن هر دو را شنیدم:یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند! وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد...!