
بله، از نصایح پدرانه که بگذریم، می رسیم به اینکه بنده چند روزیه خوندن کتاب سینوهه رو شروع کردم که فکر می کردم لازمه پزشکا، یا بهتر بگم علوم پزشکیا، حتما بخوننش؛ ولی تو این چند روز به این نتیجه رسیدم که همه باید بخوننش چون این کتاب فقط سرنوشت یک پزشک و نسخه نویسی و اینا رو توضیح نمی ده و شرح داستان افسانه ای زندگی فردیه که از بطن جامعه بلند شده و خواسته نشون بده که کاری رو که بخواد می تونه انجام بده، حتی اگه ندونه پدر و مادر واقعیش کی ان!
با خوندن این کتاب آدم می فهمه که با اینکه (مسلما) زندگی انسان ها از چهار هزار سال پیش تا الان بسیار تغییر کرده، ولی خیلی چیزا (باور کرده و بخوانید: خیلی چیزا) هنوز همونن و یه جورایی انگار ذات آدما تغییر نکرده. حتی می تونم به جرات بگم خیلی از زندگی های الان ما شبیه زندگی مردم اون دوره توی مصر بوده.
یه قسمت خیلی جالب و مشابه که بهش برخوردم این بود که بابلی ها اون موقع، سال نو رو تا سیزده روز جشن می گرفتن و روز سیزدهم هم روز دروغگویی بوده!
این داستان می تونه باعث بشه بخندین، گریه کنین، بترسین و از ته دل تاسف بخورین، پس اگه آدم احساساتی ای هستین لطفا با احتیاط ورق بزنید! و ضمنا، این کتاب اصلا، تکرار می کنیم، اصلا کتاب مختصر و کم حجمی نیست و توی نسخه ای که من خوندم حدود هزار صفحه داره... لطفا واسه ش وقت بذارین، می دونم که وقت دارین! :)
دانلود نسخه ی Java برای موبایل
رمز فایل در صورت لزوم: www.mihandownload.com

م :
ن : امین محمدی نژاد رشتی
